روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
259
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
دوخته بودند . لبههاى اين سرپوش با نخ زرى گلدوزى شده بود و بر گرد آن تاج گلى نهاده بودند از زر ناب كه با مرواريدهاى درشت و گوهرهاى گرانبها آرايش گشته بود . ازينها گذشته بر نوك اين روسرى يا خود برجستگى بود كه بر آن سه لعل بدخشان كه هر يك بدرشتى دو بند انگشت بودند و رنگ روشنى داشتند و در نور ميدرخشيدند كار گذاشته بودند بالاى آنها پر سفيدى به بلندى يك گز گذاشته بودند . اين پر چنان بپايين خم گشته بود كه بعضى قسمتهاى آن روى او را تا پايين ديدگانش ميپوشاند . اين پر با مفتول زرين بهم استوار گشته و در نوك آن دستهاى از پر بود كه با مرواريد و سنگهاى گرانبها آراسته شده بود . ضمن پيش آمدن او اين روسرى موج ميزد و پس و پيش ميرفت . گيسوان وى همچنان آشفته بر شانههايش ريخته بود . رنگ گيسوان وى بسيار سياه بود . زيرا اين رنگى است كه نزد آنان احترام بسيار دارد . بديدهء آنان موى سياه از هر موى ديگرى زيباترست و زنها گيسوان خويش را رنگ ميكنند تا سياه شود . براى نگهدارى اين سرپوش و ديگر آرايشهاى سنگين گروهى از زنهاى ملازم وى در كنارش راه مىپيمودند و برخى دست خويش را بلند كرده و بر آن روسرى نهاده بودند . مسلما چنان كه ما ديديم در پيرامون او نزديك به سيصد ملازم بودند . بر بالاى سر خانم مردى چترى گرفته بود كه دستهء آن باندازهء يك نيزه بود . اين چتر از پرند سفيد و به شكل گنبد و گرد همچون چادر بود كه چوبهاى نازك ، پارچهء آن را گسترده و باز نگاه ميداشتند . اين چتر را با دقت بسيار نگهداشته بودند و مراقبت ميكردند كه چهرهء خانم از تابش خورشيد بر كنار باشد . در پيشاپيش او و ملازمانش گروهى بسيار از خواجگان حرم ميرفتند و اين خواجگان همواره بر زنان تاتاران سرپرستى ميكنند . بدينگونه اين گروه پيش آمدند تا به غرفهاى كه تيمور در آن نشسته بود رسيدند . خانم بزرگ اينك در كنار اعليحضرت اندكى عقبتر بر شاهنشينى نشست كه در جلو آن عدهاى تشكهاى